تبليغاتX
عطـــر یـــاد دوســـت
"خدا کند که بیایی"

 

یکی تنهایی آخر غربت دنیاشه

یکی تنهایی عادت شب و روزاشه

یکی کوله بارش پر لحظه های خوبند

یکی همه دنیاش یه لبخند ناگزیر

 

یکی داره

یکی نداره

 

یکی همه روزاش پر خوش گذرونیست

یکی همه دنیاش یه روز بیاد موندنیست

 

یکی همه مونس و همراهش

یکی تو حسرت ثانیه های دیدارش

 

یکی درداشو می نویسه

یکی از یه درد می ناله

 

+  چهارشنبه 1387/06/13    یــاس ¥  | 

 

آوازی صدایی نغمه ای اطراف مرا پر کرده بود

آوازی که مرا می رقصاند

صدایی که مرا می خواند

و نغمه ای که مستم میکرد

 

آوازی صدایی نغمه ای مرا می یافت

و دعوت میکرد به باغی سرشار از مستی

میعادگاهی برا ی پرستش

 

من در میان هلهله بادها و صدای چکاوکها

من در میان آن همه ویرانی به باغی راه یافته بودم.

چه سرمت میرفتم به سوی باغی که در کودکی در آن دویده بودم.

و می خواندم:

کبوتران عاشق مستند

بهار می آید و من سرمستم

خزان عمر به پایان رسیده و من دلشادم

سکوت دعوتیست که باز به کوچه های ذهنم هجوم میکند.

مرا بخوان

که خواندن تو تنها تسلای دل عاشق است

مرا ببوس

که بوسیدن تو تنها آرامه ی وجود است...

 

هنگامه ورود سرمستی باغ به من خوش آمد گفت

کسی مرا می خواند از دور

بازگشتم

بازگشتم تا ندایش را بیابم

سجده کنان سلامی دهم .

 

نان و ریحان و خرما برای صبح بهاری یافتم.

آنجا ستاره ای پسر کی با چشمانی سیاه

سلامم کرد.

مرا میخواند و خریدم را حساب میکرد.

اما دستان کوچکش به اندازه خواسته ام نداشت!

چه سرمت شدم

از بزرگیش

از شادیش

و صداقتش

او را به بوسه ای رها کردم

و هر آنچه را یافته بودم نگاه داشتم

تا پس از این حساب شود.

 

کاش

کاش اینجا هم بارانی با آن همه شور و مستی

و من رقص کنان در میان مردمان

سرودی از  هستی عشق و بزرگیت را زمزمه میکردم

و به سوی باغ کودکی ام شتابان میرفتم

 

 

سلام دوستان عزیز

ماه میهمانیتان مبارک

در لحظه های خوش دعا همه اهالی زمین و آسمان را یاد کنید.

 

+  چهارشنبه 1387/06/13    یــاس ¥  | 

 

سلام دوستان عزیز

اعیاد گذشته و آینده تان مبارک. هر چند یه کم دیر شد ولی بهر حال بهتون تبریک میگم و امیدوارم عیدیهای خوبی گرفته باشید. و همیشه شاد باشید.

نوشته های من هدیه ای اندک به قدر وسعم به پیشگاه مولایمان حضرت مهدی (عج) که امیدوارم تا اندازه ای ادای دین کرده باشم.

جا داشت این وبلاگ تو ایام ولادتشون مزین میشد. اما یه سفر کاملا پیش بینی نشده باعث شد من از این فضا دور بشم.

سفر به سرزمین نور در محضر مولایمان امام رضا (ع) برای همه زمینیا و آسمونیا دعا کردم و ازشون عیدی خواستم امیدوارم که قبول افتد.

 

+  یکشنبه 1387/06/03    یــاس ¥  | 

 

مولایمان علی ابن ابیطالب (ع):

برخیزید و دامن همت به کمر زنید.

بکوشید و بجوشید.

غوغای زندگی برپا دارید. تا زنده اید زندگی کنید.

و مانند زنده بگوران خود را در کنج عزلت دفن نکنید.

 

+  یکشنبه 1387/06/03    یــاس ¥  | 

 

خانه های داغ هوس، کوچه های نم آلوده طمع، خواهشهای مکرر نفس و بازار ریا و تزویر، مرا میان این همه دلهره و هیاهو تنگ در آغوش خویش کشیده اند. که هیچ گریز و پناهی نمی یابم.

 

ای کاش رهایی و آزادی ام محقق میشد.

 

 

برگرفته از آیه 80 سوره هود:

 

قالَ لَو اَنَّ لی بکم قوّة اَو ءاوی الی رکن شدید.

(کاش مرا نیرویی بود یا کاش من جایی استوار و پناهی داشتم که به آنها می گرائیدم).

 

 

+  پنجشنبه 1387/05/17    یــاس ¥  |